خرید بک لینک
حسین رضی ۱۲:۳۱ ب.ظ ۰

ارائه شده در نخستین همایش پژوهش در صداوسیما

دانلود فایل PDF مقاله

در میان جنبه xadهای گوناگون حیات انسانی، فرهنگ را می توان عالی xadترین و فاخر ترین جنبه زندگی انسان به شمار آورد. آغاز فرهنگ به آغاز حیات و پی دایش انسان باز می xadگردد، یعنی وجود فرهنگ با وجود انسان مقارن است، اما در طول زمان دستخوش تحول و تطور گشته و به صورت پیچی ده کنونی درآمده است.

از سوی دیگر، ارتباطات (به مفهوم عام) نیز قدمتی مانند فرهنگ دارد و با خلقت انسان مصادف است. در واقع، می توان فرهنگ و ارتباطات را دو روی یک سکه دانست، چه ارتباطات در بستر فرهنگ جریان میxad یابد و فرهنگ از مجرای ارتباطات انتقال پی دا می xadکند و هر دو به نوعی به هم وابسته اند. اما در تقسیم xadبندی هایی که در حوزه علوم صورت میxad گیرد، ارتباطات را بخشی از فرهنگ (به مفهوم عام) می دانند و فرهنگ خود را در کنار حوزه هایی همچون سیاست و اقتصاد قرار میxadگیرد. از این رو، در بحث از ارتباطات می توان مباحث و مسائل مطرح در حوزه فرهنگ را مورد توجه قرار داد و به عنوان زیر بخشی از فرهنگ به آن توجه نمود.

سخن از “سیاست گذاری و برنامه ریزی ارتباطی” و یا به عبارت دقیقxad تر “سیاست گذاری و برنامه ریزی فرهنگی و ارتباطی” و رابطه آن با پژوهش است. “فرهنگی و ارتباطی” از آن رو که ذکر خاص بعد از عام بیانگر توجه به مسائل کلی بخش فرهنگ، در عین توجه به ویژگی های خاص حوزه ارتباطات است.

با این بیان، می توان، هم به جهت مفهومی و هم به جهت روشی، از مباحث مطرح در سیاست گذاری و برنامه ریزی فرهنگی و یا مسائل مربوط به پژوهش های فرهنگی در این بحث استفاده کرد.

جنبه دیگری که همین نکته را مورد تایید قرار می دهد آن است که فرهنگ جامعه ما برخاسته از اسلام و ارزش مدار است و در این فرهنگ ارتباطات نمی تواند خنثی باشد – هر چند در هیچ جامعهxadای خنثی نیست – و برای دستگاه های فرهنگی و ارتباطی همچون صداوسیما، رسالتی متصور و مفروض است و هدفمندی و ارزش مداری باید در آن مشهود و ملموس باشد. از این رو، نمی توان و نباید بدون توجه به این هویت دینی و ارزش فرهنگ خودی به بحث از ارتباطات و مسائل مربوط به آن پرداخت. بنابراین، توجه به مباحث و مسائل مطرح در حوزه فرهنگ، با توجه به مختصات و ویژگی های فرهنگ خودی و لزوم سود جستن از آن در بحث از ارتباطات، نه تنها ممکن که در برخی موارد ضروری است.

نخستین همایش پژوهش در صداوسیما محملی است برای طرح مسائل و مشکلات و راهxad حلxadهای ممکن در حوزه پژوهش در صداوسیما و محلی برای دیدار و گفتگو میان دستxad اندارکاران این رسانه ملی و منحصر به فرد و صاحبان اندیشه و اصحاب علم، تا هم اینان علم و اندیشه را به محک تجربه گذارند و به گونهxadای کاربردی و متعین آن را عرضه دارند و هم آنان عمل و تجربه را در معرض داوری گذارند و با بهره xadگیری از دانش روز بر غنای کار خود بیافزایند.

در این مقاله پس از ذکر این مقدمه، مباحث در چهار بخش تقدیم می xadشود:

بخش اول: تعاریف و دیدگاه ها

بخش دوم: سیاست گذاری و برنامه ریزی

بخش سوم: پژوهش و سیاست گذاری و برنامه ریزی

بخش چهارم: جمع xadبندی و ذکر نکاتی در مورد صداوسیما

بخش اول: تعاریف و دیدگاه ها

در هر حوزه، تعریف ارائه شده از آن حوزه و مفاهیم اساسی موجود در آن، محدوده، چارچوب و دیدگاهی را شکل می دهد که از بقیه موارد مشابه متمایز است. از این رو، توجه به تعاریف و مفاهیم می تواند ویژگی های دیدگاه مورد نظر را مشخص سازد.

از مفاهیم مطرح در این حوزه می توان به مفهوم “فرهنگ” و مفهوم “ارتباطات” اشاره کرد.

اولین و اساسی ترین مفهوم مطرح مفهوم فرهنگ است که تعاریف متعددی در مورد آن ارائه و به قولی بیش از یک صد تعریف در مورد آن مطرح شده است (آشتیانی، ۱۳۷۵).

اما به نگاه از زاویه سیاست گذاری و برنامه ریزی می توان چهار تعریف برای آن ذکر کرد:

  1. یک فراگرد عام توسعه فکری، معنوی و هنری؛
  2. یک روش خاص زندگی که به وسیله یک روح مشترک بیان می xadشود، که این روش می تواند مربوط به مردم، دوره یا یک گروه معین باشد؛
  3. کارها و فعالیت xadهای فکری و به ویژه فعالیت xadهای هنری؛
  4. نظامی معنایی که از طریق آن نظمی اجتماعی مبادله، باز تولید، تجربه و گسترده میxad شود.

در تمامی این تعاریفxadها جنبه هایی مورد توجه قرار گرفته اند که در هر جامعه، صرف نظر از نوع و توان اقتصادی، نظام سیاسی و حکومتی، میزان پیشرفت فنی و علمی، میزان و نوع محصولات صنعتی و مواردی از این قبیل، مصداق دارند و به نوعی با سیاستxad ها و سیاست گذاری فرهنگی و برنامه ها و برنامه ریزی فرهنگی که به صورت صریح و آشکار و یا ضمنی و پنهان در هر جامعه وجود دارند، مرتبط هستند و در این ارتباط شکل می xadگیرند و تغییر و تحول پیدا میxad کنند و یا می توانند تحول پیدا کنند.

از سوی دیگر، در این تعریفxad ها رد پای ارتباطات نیز دیده می xadشود، زیرا زمانی امری عمومی و همه xadگیر میxadشود که از طریق ارتباطات مبادله و منتقل شود. تعریف چهارم به ویژه به نوعی کاملا محسوس در برگیرنده جنبه ارتباطات و سیاست گذاری و برنامه ریزی است، زیرا از سویی بر معنا تاکید می xadکند و از سوی دیگر، باز تولید تجربه و گسترش نظم اجتماعی را در بردارد.

ارتباط، بنابر یکی از تعاریف مطرح در حوزه ارتباطات، عبارت است از فراگرد انتقال پیام از سوی فرستنده برای گیرنده، مشروط بر آنکه در گیرنده پیام، مشابهت معنی با معنی مورد نظر فرستنده پیام ایجاد شود (محسنیان راد، ۱۳۶۹، ص ۵۷).

تاکید بر معنی و نظام معنایی در این دو تعریف بیانگر رابطه xadای نزدیک میان این دو مفهوم است. مفاهیم دیگر در حوزه مورد بحث یعنی سیاست گذاری و برنامه ریزی فرهنگی و ارتباطی عبارتند از:

الف. راهبرد (استراتژی): مراد از راهبرد جهتxadگیری های کلی و اهداف بلند مدت است (بهادری، ۱۳۷۶، ص۱۴۳). به بیان دقیق xadتر، راهبرد به مجموعه مشی های کلی که راه رسیدن به هدف xadxadهای نهایی را مشخص میxadکند، اطلاق میxadشود (احمدی، ۱۳۷۰،ص۴۴).

ب. سیاست: سیاست در حوزه فرهنگ (سیاست فرهنگی) به دو معنی به کار رفته است:

اول، علم و هنر حکومت و اداره کردن جامعه که بیشتر حالت نگرش دارد و مربوط به نوع نگرش ها و فرهنگ یک جامعه در قبال یک موضوع یا مسئله است. دوم، برنامه عمل، بیان اهداف و اندیشه ها و رهنمودهای کلی است که حالت رهنمود و برنامه دارد (پهلوان،۱۳۷۴) و (Jordan,1995,pp.1-19).

آنچه بیشتر مدنظر است و مورد توجه قرار می xadگیرد معنی دوم است، اما در برخی موارد به هر دو معنی توجه می xadشود. بنابراین، می توان گفت: سیاست عبارت است از مجموعهxad ای از معیارها و تدابیر قانونی، فنی، اجرایی، پولی و مالی که اتخاذ آنها تسهیلات لازم را برای تحقق هدفxad های برنامه فراهم میxad کند (احمدی، ۱۳۷۰، ص۴۴).

به بیان دیگر، سیاست فرهنگی به مجموعه اصول و اهدافی گفته میxad شود که محورهای راهبرد فرهنگی را به صورت عینی تر تعریف میxad کند. راهبرد فرهنگی الگوی کلی است که سیاست فرهنگی از آن استنتاج می xadشود. سیاست فرهنگی خطوط کلی و اهداف معین فرهنگی را در حوزه های گوناگون تعریف میxad کند (بهادری،۱۳۷۶،ص۱۴۳).

در تعریف xadهایی که به صورت مشروح و کامل xadتری به بیان سیاست فرهنگی می xadپردازند، مشاهده می xadشود که سیاست فرهنگی به طور عمده شامل تحلیل سازمان و نظام اداری آن به همراه بررسی ساختار سازمانی، نظام درآمدها و منابع انسانی و اقتصادی موجود است. در برخی موارد نیز آن را مجموعه xadای از اصول عملیاتی و بدنه نظام اداری و فعالیت و جریان بودجه بندی بیان کرده اند که زمینهxad ساز اقدام فرهنگی توسط دولت است (Kleberg, 1970, p.2).

اقدام فرهنگی دولت به عنوان جزء اساسی این تعریف بیان شده و نشان دهنده سنت و خاستگاه سیاست گذاری و برنامه ریزی فرهنگی است که در جوامع متمرکز و از سوی دولت xadها صورت گرفته است.

حال، چنانچه به حوزه ارتباطات رجوع کنیم، در میxad یابیم که سیاست xadهای ارتباطی مجموعهxadای از اصول و هنجارها هستند که برای راهبرد رفتار نظام xadهای ارتباطی ایجاد شده اند. این سیاستxadها، گرچه کاربردهای عملی محدود و فوری نیز دارند، ولی کارشان در اصل بنیادی و وسیع است.

سیاست xadهای ارتباطی که از عقیده های سیاسی، شرایط اجتماعی و اقتصادی کشور و ارزش هایی ناشی می xadشوند که زیر بنایشان را تشکیل می دهند، می xadکوشند ارزش های مزبور را با نیازهای واقعی و آینده xadنگری های ارتباطی مربوط سازند (لی، ۲۵۳۶، ص۷۸).

پ. خط مشی (خط مشی اجرایی): عبارت است از آن دسته از تصمیمات (ضوابط و معیارهای) بلند مدت که بر اساس اطلاعات و تفکر و تعمق اتخاذ میxad شود و موجبات دگرگونی را در بلند مدت فراهم xadمی xadآورد (احمدی، ۱۳۷۰، ص۴۴).

در واقع منظور از خط مشی های اجرایی مجموعه اقدامات مشخصی است که تحقق اصول سیاست فرهنگی را بر عهده دارد. خط مشی های اجرایی به مجموعه تصمیمات و اقداماتی گفته می xadشود که به صورت مستقل یا در کنار سایر خط مشی ها، سیاست فرهنگی را محقق میxad کند (بهادری، ۱۳۷۶، ص۱۴۳).

ت. برنامه: برنامه فرهنگی به مجموعه اصول، قواعد و اهدافی که در صدد تغییر وضع موجود فرهنگی به وضع مطلوب است، گفته می xadشود. در برنامه فرهنگی، اهداف، منابع مالی، شیوه دستیابی و شیوه ارزیابی مورد توجه قرار می xadگیرد. برنامه فرهنگی، زمینه های اجتماعی و فرهنگی اهداف را مورد بررسی قرار داده و متناسب با شرایط موجود (امکانات و محدودیتxadها) اهداف کیفی و کمی را تعیین می xadکند، هر برنامه فرهنگی بر پایه مدلی قرار دارد که در آن متغیرهای فرهنگی و روابط آنها تعریف شده است (بهادری، ۱۳۷۶، صص ۴-۱۴۳).

بخش دوم: سیاست گذاری و برنامه ریزی

این دو مفهوم چنان با یکدیگر عجین و همراه اند که در بسیاری موارد به جای یکدیگر به کار می xadروند و در عمل نمی توان این دو را به صورت کامل از یکدیگر جدا نمود. اما آنچه مسلم است آغاز این فرایند با سیاست گذاری و پایان آن با برنامه ریزی است. به عبارت دیگر، مراحل اولیه، کلی و کلان آن را می توان سیاست گذاری و مراحل پایانی، جزئی و خرد آن را برنامه ریزی نامید.

در مواردی، مراحل مختلف این فرآیند را به محورهایی همچون نیازسنجی، تعیین اهداف و راهبردها، سیاست گذاری، تعیین خط مشی و راهکارهای اجرایی، برنامه ریزی و ارزشیابی تقسیم می xadکنند که سیاست گذاری و یا برنامه ریزی جزئی کوچک؛ بخشی مشخص از آن را تشکیل می دهد. اما در مواردی به ویژه در برنامه ریزی های توسعهxadای و بلند مدت، کلیه مراحل این فرآیند را، مراحل برنامه ریزی و کل فرآیند را برنامه ریزی می xadنامند. در هر حال، این دو مفهوم معانی متفاوتی دارند.

در مورد سیاست گذاری فرهنگی و ارتباطی می توان گفت که در عصر کنونی و گسترش ارتباطات، از آنجا که هیچ کشوری نمی تواند بدون سیاستxad های ارتباطی باشد، هر جامعه به هر حال دارای این سیاستxad ها است. سیاستxad های ارتباطی – چه به طور مشخص در قوانین و مقررات و اصول رفتاری و قواعد و خط مشی ها آمده باشند و چه به طور ضمنی در عمل رعایت شوند – در سطوح ملی، سازمانی و حرفه xadای وجود دارند، ولی معمولا نهفته، پراکنده و ناهماهنگ xadاند و از تعین و همنوایی کامل برخوردار نیستند.

از آنجا که این گونه سیاست xadهای ارتباطی ناقص در هر جامعه وجود دارند، بهترین کار این است که روش های کلی معمول در جامعه، به وضوح بیان شوند و به گونه xadای که به کار آینده هم بیایند، تنظیم گردند. پس سیاست گذاری ارتباطی از یک سو شامل تحلیل و پذیرش روش های موجود می xadشود و از سوی دیگر، مستلزم تنظیم اصول و هنجارهای نو برای نیل به هدف های مورد نظر در آینده است، یعنی آمیختن تجربه گذشته با آینده xadنگری (لی، ۲۵۳۶، صص ۶-۷۵).

در سیاست گذاری باید به مسائلی همچون داشتن رویکرد (الگو و طرح آرمانی) متناسب و مشخص، اصلاح تفکر موجود، اصلاح ساختار، ترکیب نیروی انسانی مناسب، شناخت وضع موجود، شناخت وضعیت مطلوب، هماهنگی میان تولید فرهنگی و نیاز یا مصرف فرهنگی و نظام تخصیص بودجه توجه کرد.

در ادبیات مربوط به این حوزه (سیاست گذاری و برنامه ریزی) اصرار و اقبالی فراوان نسبت به برنامه ریزی وجود دارد، حال آنکه به سیاست گذاری توجه چندانی نمی xadشود. دلیل این امر – علاوه بر مطلب مذکور در بالا در مورد به کار بردن برنامه ریزی در مفهوم وسیع که شامل کل فرآیند سیاست گذاری و برنامه ریزی می xadشود- می تواند آن باشد که تعیین اهداف و سیاستxad ها و به عبارت دیگر سیاست گذاری معمولا در اختیار حاکمان و نه لزوما عالمان بوده است و کارشناسان و عالمان تنها به مباحث فنی در تبدیل سیاستxad های اعلام شده به برنامه های اجرایی و در قالب کمیت و بودجه می xadپرداخته اند. اما با تغییر این روند – به ویژه پس از انقلاب اسلامی- امید است که بر غنای ادبیات علمی این حوزه افزوده شود.

با این مقدمه به بحث برنامه ریزی و برخی تعاریف ارائه شده از آن می xadپردازیم.

برنامه ریزی ایجاد یک سازوکار هدایت منطقی عملیات و یا بهترین نوع استفاده از امکانات و منابع موجود اعم از امکانات و منابع بالفعل و بالقوه در جهت تامین هدف ها (اساسی ترین نیازهای جامعه) است (احمدی، ۱۳۷۰، ص۸).

ویژگی های این تعریف: بهترین استفاده از امکانات، تکیه بر امکانات موجود، تامین هدف ها و نیازهای اساسی جامعه به عنوان هدف برنامه ریزی.

برنامه ریزی فرآیندی است شامل اتخاذ و ارزیابی مجموعهxadای از تصمیمات مربوط به یکدیگر، قبل از اجرای آنها، با توجه به این باور که بدون اقدام عملی، احتمال وقوع وضعیت مطلوب در آینده وجود ندارد و چنانچه اقدام شود، احتمال رسیدن به نتایج مورد نظر افزایش میxadیابد (بهادری، ۱۳۷۶، ص۱).

در این تعریف بر فرآیند بودن برنامه ریزی، مربوط بودن تصمیمات به یکدیگر، ارزیابی تصمیمات قبل از اجرا و حرکت و اقدام در جهت افزایش احتمال رسیدن به وضعیت مطلوب و مورد نظر، تاکید شده است.

برنامه ریزی تلاشی ارزشمند و پرهزینه است که به قصد هماهنگ کردن حرکتxad ها و هدایت آنها در جهت مورد نظر توسط دولتxad ها انجام می xadگیرد (بهادری، ۱۳۷۶، ص۴).

این تعریف بر ارزشمند بودن و پرهزینه بودن برنامه ریزی، با هدف هماهنگ کردن حرکتxad ها و هدایت آنها در جهت مورد نظر و مهمxadتر از همه بر انجام برنامه ریزی از سوی دولت تاکید دارد و بیانگر دیدگاه متمرکز در اداره امور فرهنگی و ارتباطی است.

می توان سیاست گذاری را در سطوح کلان و به صورت متمرکز و برنامه ریزی را در سطوح خرد و به صورت غیر متمرکز انجام داد که این امر با خصوصی سازی و کاستن از بار دولت و مشارکت مردم -ضمن پرهیز از معایب خصوصی سازی- تناسب دارد.

وقتی از برنامه ریزی در رابطه با موضوعی سخن میxad گوییم، منظور ما ایجاد تغییری آگاهانه در جریان تحول آن موضوع، مطابق خواست و الگوی ذهنی برنامهxadریز است. اگر چه برنامه ریزی به طور مشخص یک فرآیند تصمیمxad گیری است، اما هر نوع تصمیمxad گیری را نمی توان برنامه ریزی به حساب آورد.

خصوصیات برنامه ریزی (تفاوت آن با سایر انواع تصمیمxad گیری) عبارت است از:

  1. برنامه ریزی قبل از اجرای عملیات بایستی انجام شود و در حقیقت پیشxadبینی تصمیمxad گیری است. به این ترتیب، فرآیندی است که قبل از اقدام و ضروری شدن اجرای عمل، نوع عمل و چگونگی اجرای آن را مشخص می xadکند.
  2. برنامه ریزی هنگامی مورد نیاز است که وضعیت مورد نظر آینده با نظامی از تصمیمxadها یا مجموعهxadای از تصمیمxadهایی که در ارتباط متقابل با یکدیگرند، مربوط باشد. پیچیدگی اصولی در برنامه ریزی بیشتر به روابط متقابل تصمیمxad ها با یکدیگر مربوط است تا به خود تصمیمxad ها.
  3. برنامه ریزی فرآیندی است که در جهت رسیدن به وضعیت مطلوبی در آینده تنظیم شده است و بدون برنامه ریزی وقوع آن امکانxad پذیر نیست. اگر کسی اعتقاد داشته باشد که جریان طبیعی حوادث او را به آینده مطلوب میxadرساند، نیازی به برنامه نخواهد داشت (بهادری، ۱۳۷۶، ص۱).

حال با توجه به موارد مذکور می توان گفت: برنامه ریزی فرهنگی با هدف به کارگیری دقیق xadتر مدیریت xadها و سازمان xadها و طراحی اقدام xadها و فعالیتxad های فرهنگی در جهت تحقق بخشیدن به اهداف انجام می xadشود. به لحاظ منطقی، وقتی که مسئله مشخص و تبیین شد و ابعاد و عناصر موضوع مورد بررسی قرار گرفت، برنامه ریزی به منظور اصلاح، بهبود و یا ایجاد دگرگونی در باورها و رفتارهای فرهنگی، اهمیت پیدا می xadکند (گرانپای ه، ۱۳۷۷، ص۲۱۸). هدف مذکور (اصلاح، بهبود، ایجاد دگرگونی در باورها و رفتارهای فرهنگی) یکی از مهمxadترین اهداف و رسالت xadهای رسانه ها و به ویژه صداوسیما است که نه تنها در نقش آموزشی که در بقیه نقش های آن، همچون نقش تفریحی و سرگرمی، تجلی می xadیابد و چنانچه بدون برنامه ریزی یا براساس برنامه xadای غلط صورت پذیرد – با توجه به گستردگی، تنوع و تعدد کانالxadهای آن – دارای آثار تخریبی بسیار خواهد بود.

برای اینکه در دنیای کنونی که متاثر از جریانxad های فرهنگی بسیار پیچیده است، بتوانیم براساس یک برنامه ریزی دقیق و هماهنگ، جامعه خود را در حد توان به سوی توازن فرهنگی و ارزش های اجتماعی متعالی و مبتنی بر فرآیند توسعه پایدار سوق دهیم، باید بدانیم در چه شرایطی قرار داریم؛ چه عواملی مسیر حرکت فرهنگی را تعیین میxadکنند، جریان فرهنگی جامعه در چه مسیری است، دگرگونی فرهنگی باید مبتنی بر چه عوامل و شرایطی باشد و بالاخره در مجموعه شرایطی که قرار داریم، چه اهدافی را باید تعقیب کنیم و چگونه اقدامات فرهنگی را در معرض ارزشیابی قرار دهیم. تحقق این اهداف تنها در پرتو اطلاعات علمی امکانxad پذیر است (محسنی، ۱۳۷۵، ص۴۱).

در اینجا نقش پژوهش و تحقیقات و اطلاعات علمی مبتنی بر این پژوهش ها آشکار میxad گردد و بدون آن امکان برنامه ریزی به معنی واقعی وجود نخواهد داشت.

بخش سوم: پژوهش و سیاست گذاری و برنامه ریزی

رابطه میان پژوهش از یک سو و سیاست گذاری و برنامه ریزی (به ویژه در حوزه فرهنگ و ارتباطات) از سوی دیگر، دو سویه و متقابل است. نقش سیاست گذاری و برنامه ریزی در پژوهش همچون هر امر دیگری متضمن ترسیم و تحلیل وضعیت موجود و ترسیم و تبیین وضعیت مطلوب و آینده و تعیین راه های ممکن برای گذر از وضعیت موجود و رسیدن به وضعیت مطلوب و انتخاب مناسب xadترین راه – با توجه به مقدورات و محدودیت xadها – است. در این بخش نقش پژوهش در سیاست گذاری و برنامه ریزی مورد نظر است. در بررسی مراحل برنامه ریزی بلند مدت یا توسعه xadای مشاهده میxadشود که پنج مرحله اساسی در این برنامه ریزی وجود دارد که هر مرحله به اطلاعات و دانش های خاص خود نیازمند است. این مراحل عبارتند از:

  1. تجزیه و تحلیل روندهای گذشته به کمک آمارها و اطلاعات گردآوری شده از عملکرد متغیرهای کلان و کلی تا متغیرهای بخشی و منطقهxad ای، با هدف تشخیص نیروها و متغیرهای موثر بر عملکردهای فرهنگی؛
  2. دستیابی به روابط علی و همبستگی میان متغیرها و تخمین روابط آنها (و در نتیجه) ایجاد تحول بر اساس نظریه های علمی؛
  3. گزینش هدف xadهای آرمانی، هدفxad های کلی و هدف xadهای کمی نه تنها با کار کارشناسی، بلکه با برآورد و ارزیابی خواسته ها و نیازهای مبرم مردم و جامعه و تکیه بر منابع معتبر چون اندیشه های مسلم دینی و قانون اساسی و با قرار دادن حاصل این برآورد و ارزیابی ها در چارچوب محدودیت xadهای امکانات و منابع و محدودیت xadها و الزامات دیگر که بر این اساس هدفxad های مشخص برای بلند مدت (هدفxad های آرمانی) و میان مدت (هدف های کلی) تعیین و سپس با استفاده از شاخصxadها و الگوها، هدف های برنامه به صورت کمی مشخص میxadشود؛
  4. تعیین راهبردها و سیاستxadهای برنامه، راهبردهای برنامه، راه ها و روش های رسیدن به هدف ها را معین میxad کند. سیاستxadهای برنامه، مجموعه تدابیری است که به صورت انگیزه ها، مشوقxad ها، تسهیلات یا محدودیت xadها و بازدارنده ها، فعالان و کارگزاران مختلف فرهنگی را به صورتی مشخصxad تر و عملی تر از راهبرد به انجام اموری که از اولویت xadهای برنامه اند وادار می xadکند یا از انجام دادن اموری که در اولویت قرار ندارند، منع می xadکند؛
  5. نظارت بر اجرای برنامه و ارزشیابی عملکردها: وقتی برنامه xadای به اجرا در میxad آید، اطلاع از نحوه اجرا و نتایج حاصل از آن امری است ضروری که هم اطلاعات مورد نیاز برای برنامه ریزی های آینده را در اختیار برنامه xadریزان قرار می دهد و هم سیاست xadگذاران را از نتایج سیاست xadهای اتخاذ شده آگاه می xadسازد (بهادری،۱۳۷۶،صص ۴-۲). انجام دادن هر مرحله و اطلاعات مورد نیاز در هر مرحله تنها با پژوهش و تحقیق در آن زمینه امکان xadپذیر خواهد بود.

در تعریف پژوهش می توان گفت: “تحقیق (پژوهش) عبارت است از فرآیندی از مجموعه فعالیتxad های منظم که هدف آن کشف حقیقت یا رسیدن از آگاهی اندک به آگاهی بیشتر با هر روش ممکن است” (محسنیان راد، ۱۳۷۷).

ویژگی های این تعریف عبارتxad اند از فرآیندی بودن پژوهش و نظم در انجام فعالیت، با هدف کشف حقیقت یا افزایش آگاهی و استفاده از هر روش ممکن برای رسیدن به هدف مذکور. حال چنانچه بخواهیم به حوزه ارتباطات و رسانه ها و صداوسیما وارد شویم، باید به بحث پژوهش فرهنگی و ارتباطی بپردازیم. پژوهش ارتباطی می تواند تصویری از الگوی ارتباطی جامعه به دست دهد، می تواند نشان دهد که رسانه ها و پیام xadها چگونه توزیع می xadشوند و مورد استفاده قرار می xadگیرند، عوامل موثر اصلی در جریان اطلاعات و عقاید کدامxad اند و عوامل محدود کننده چه هستند، برای دسترسی به لایه های وسیع xadتری از جمعیت چه باید کرد، عاملان توسعه چگونه باید به این بخش ها نزدیک شوند و چگونه می توان ارتباطات را در راه ایجاد یک جریان اطلاعاتی دو جانبه و موثر به کار گرفت.

بدین سان، از یک سو لازم است سیاست ارتباطی هر یک از کشورها مشخص گردد و از سوی دیگر، برای طراحی سیاست ارتباطی مناسب به دانشی نیاز است که تنها از طریق پژوهش می تواند حاصل شود. در نهایت امر، این اتحاد سیاست ارتباطی و پژوهش ارتباطی باید مبتنی بر شناخت کلی فراگرد ارتباطی و نیازهای عامه باشد، نه اینکه مثل بسیاری از موارد فعلی بر اساس شناخت ناقص و نیازهای خصوصی قرار گیرد.

اگر نیاز به پژوهش ارتباطی را بپذیریم، آنگاه این سوال مطرح میxad شود که چه نوع پژوهشی امروزه مورد نیاز است؟ پژوهش ارتباطی اساسا حیطهxad ای است که باید به مجموعه وسیعی از رشته های علمی تکیه کند و مبتنی بر برداشتی واقعا چند رشته xadای باشد. کسانی که مهارت xadها، مفاهیم، نظریه ها و نگرش های رشته های ویژه خود را در این گونه پژوهش به کار می xadآورند، نمی توانند صرفا به منابع و مراجع محدود خودشان متکی باشند. در روش پژوهشی مورد نیاز در این زمینه، روان xadشناسان، جامعهxad شناسان، متخصصان آموزش، انسان xadشناسان، اقتصادxad دانان، منتقدان ادبی، فن xadآوران و متخصصان فرهنگ و ارتباطات و بسیاری افراد دیگر باید به طور گروهی اندیشه خود را بر مسائل کاملا مشخص متمرکز سازند.

پژوهش ارتباطی باید در برگیرنده همه جنبه های فراگرد ارتباطی – به شکل فراگرد کامل و یکپارچه – باشد نه اینکه اجزای اصلی آن را مجزا کند و بکوشد هر یک از آنها را مستقلا مورد بررسی قرار دهد. روش های پژوهشی که فراگرد ارتباطی را به بخش های مجزا تقسیم میxadکنند، نه تنها گمراه کننده اند، بلکه منجر به عدم توازن در سراسر حیطه پژوهش میxad شوند. اختیار کردن این بینش جامع xadتر بدان معنا نیست که مثلا روان شناسان در برخورد با مسائلی که اختصاصا مربوط به ادراک، زبان، رشد شناختی و مضامینی از این قبیل است، به کار نمیxad آیند، بلکه به این معنا است که در یک علم میان رشتهxadای، متخصصان گوناگون باید در کنار یکدیگر، با یک برنامه مشترک و به منظور افزایش آگاهی جامع و شناخت کامل نسبت به این پدیده اجتماعی و انسانی بسیار مهم فعالیت کنند. به طور خلاصه، این برداشت جدید ارتباطی باید طبق دو اصل اساسی عمل کند:

  1. تحقیق در ارتباطات به عنوان یک فراگرد کلی؛
  2. بررسی عمومی رسانه ها و فراگرد ارتباطی در متن تحقیقات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی.

فقط از این راه است که می توان از تجزیه مفاهیم و عدم توازن گذشته پرهیز کرد.

سوالxadهای مربوط به کنترل، مالکیت، حمایت، منابع، تولید، عرضه، محتوا، قابلیت دسترسی، دامنه برخورد، مصرف، کاربرد، تاثیر و عواقب عمومی ارتباط را می توان در دل این چارچوب پژوهشی کلی جای داد (لی، ۲۵۳۶، صص ۶-۶۵).

این سوالxadها که هر یک می تواند موضوع یک یا چند طرح پژوهشی قرار گیرد، تعیین کننده سیاست پژوهشی سازمان مربوطه همچون صداوسیما خواهد بود که در مجموع، اهداف آن را محقق می xadسازد و نیازهای سازمان در این حوزه را برطرف خواهد کرد و در سیر سیاستxad گذاری و برنامه ریزی ارتباطی، منجر به برنامه ریزی ارتباطی خواهد شد که در نهایت در قالب برنامه های تولیدی بروز و ظهور خواهد یافت.

“برنامه ریزی ارتباطی از دو محور شروع میxadشود: ۱٫ سیاست عمومی و توسعه xadای؛ و ۲٫ زیرساخت های ارتباطی” (Hancok, 1981, pp.14-15).

سیاست عمومی و توسعه xadای در کشور چارچوب xadهای کلی و بلند مدت را برای برنامه ریزی تعیین میxad کند و زیرساختxad های ارتباطی عامل و نیروی پیوستگی و بسیج در جامعه است. اما این دو و در نتیجه برنامه ریزی ارتباطی با فنxadآوری ارتباط نزدیکی دارد و مقید و محدود به آن است، به گونه xadای که فن xadآوری و سطح دسترسی هر جامعه به آن عاملی تعیین کننده در برنامه ریزی ارتباطی است.

بنابراین، چنانچه در شکل شماره ۱ نشان داده شده است، سیاست عمومی و توسعه xadای، زیرساختxad های ارتباطی و فنxadآوری را می توان عناصر برنامه ریزی ارتباطی نامید.

اما چنانچه بخواهیم به گونه xadای تفصیلی به اجزای متشکله و عناصر برنامه ریزی ارتباطی بپردازیم، رشته های گوناگونی را می xadیابیم که در برنامه ریزی ارتباطی به صورت مستقیم دخالت دارند و جزئی یا جنبه xadای از آن را تشکیل می دهند.

در شکل شماره ۲ مراحل تطور و شکلxadگیری برنامه ریزی ارتباطی به عنوان یک شاخه علمی و رشته xadای با ویژگی های خاص، نشان داده شده است. ردیفxad های چهارگانه بر اساس سیر زمانی و پیدایی شاخه های مختلف علمی که در اثر انشقاق و یا ترکیب شاخه های علمی دیگر پدید آمده است، به نحو بسیار گویایی بر میان رشتهxadای (چند رشتهxadای) بودن برنامه ریزی ارتباطی تاکید دارد و باید در برنامه ریزی به تمامی این رشته ها و شاخه های علمی جدید دیگر توجه نمود و از آن بهره جست.

اگر بخواهیم در مورد برنامه ریزی جدولی تشکیل دهیم و مولفه های گوناگون را با توجه به مراحل برنامه ریزی و براساس زمان xadبندی اقدامات و مسائل در آن بگنجانیم، می توانیم جدولی را تنظیم کنیم که ستون آن در برگیرنده فرآیند و مراحل برنامه ریزی و سطر آن در برگیرنده مراحلی باشد که از نظر زمانی توالی دارند و به اجرای برنامه مربوط می xadشود. به عبارت دیگر، ستون این جدول فرآیند مدار و سطر آن زمان مدار و موضوع مدار است.

در جدول شماره ۳ ستون فرآیندی شامل ۳ مرحله پژوهش، برنامه ریزی و تصمیمxad گیری است و سطر زمانی و موضوعی شامل چهار بخش سیاستxad ها، برنامه ریزی سیستم، اجرا و ارزیابی است. نحوه حرکت در جدول از بالا به پایین و از راست به چپ است، به این ترتیب که با تحلیل سیاستxad ها آغاز میxad شود و پس از تنظیم اهداف و مقاصد و سپس بازنگری و پیرایش و دسته xadبندی سیاست xadها، به پژوهش در زمینه راهبردxadهای برنامه ریزی می xadپردازد و با تفسیر داده های مربوط به ارزیابی و باز تعریف سیاستxad ها و راهبردها خاتمه می xadیابد.

این جدول نیز بر فراگرد بودن برنامه ریزی تاکید دارد و چرخهxadای را در بر میxadگیرد که با سیاستxadها شروع و به آن نیز ختم می xadشود. در این جدول یک سوم موارد و یا مراحل به پژوهش مربوط میxadشود (یک سطر از سه سطر جدول) و این امر بیانگر اهمیت و نقش پژوهش در برنامه ریزی است که در هر یک از بخش های چهارگانه زمانی و موضوعی حضور دارد و شامل تحلیل سیاستxad ها، پژوهش در زمینه راهبردهای برنامه ریزی، پژوهش و نظارت در مورد برنامه های عملیاتی و توسعه روش xadشناسی و مطالعات ارزیابی می xadشود.

می توان به گونهxadای دقیقxad تر و تفصیلی تر این مولفه ها را در قالب یک شبکه برنامه ریزی بیان کرد. براساس این شبکه برنامه ریزی که در قالب شکل شماره ۴ نشان داده شده است، هر یک از مولفه های جدول قبلی به چند مورد جزئی تر تقسیم شده است و علاوه بر آن، نوع روابط و نحوه حرکت در میان خانه هایی که از تقاطع فرآیند و موضوع پدید آمده اند، به وضوح نشان داده شده است، به گونهxad ای که در برخی خانه ها که در جدول قبلی به صورت واحد و با یک مولفه بیان شده بودند، در چهار مورد یا خانه کوچک و جزئی تر مطرح شده اند، به گونهxadای که مثلا در فرآیند برنامه ریزی در موضوع سیاستxad ها، “تنظیم اهداف و مقاصد” (که در جدول قبل در این خانه بیان شده بود) به چهار مورد ” ساخت گزینه های اولیه سیاست، بازنگری گزینه ها، بیان اهداف و مقاصد تنظیم خلاصه سیاست” تبدیل شده است و مهمxad تر از آن، هر یک از این موارد با موارد هم عرض در خانه های مجاور داد و ستد دارد و در این داد و ستد و رفت و برگشت شکل میxad گیرد.

نکته بسیار مهم آن است که در این جدول که در مراحل دوازده گانه قبلی به سی و سه مرحله تبدیل شده است، در انتها و در مراحل سی و یک تا سی و سه، با ذکر نظارت پیوسته، بازنگری و گسترش نظام و بازنگری پیوسته در سه مرحله، بر فرآیند بودن این امر و پویایی دایمی برنامه ریزی تاکید دارد. به این معنی که برنامهxad ریز به صورت دایم باید در حال تبادل اطلاعات با نظام مورد نظر و همیشه در حال برنامه ریزی باشد.

بخش چهارم: جمعxad بندی و ذکر نکاتی در مورد صداوسیما

از مجموع مباحث مطرح شده می توان این نتیجه ها را گرفت:

  1. ارتباطات در خلا و بدون توجه به فرهنگ و زمینه های دیگر سیاسی، اجتماعی و مانند آن، متصور نیست. بنابرxadاین، در پژوهش ارتباطی و برنامه ریزی ارتباطی باید به این امر توجه دقیق نمود؛
  2. پژوهش ارتباطی و سیاست گذاری و برنامه ریزی فرهنگی و ارتباطی کاملا با هم مرتبط و دارای رابطهxadای دو سویه و متقابل هستند؛
  3. پژوهش فرهنگی و ارتباطی و همچنین سیاست گذاری و برنامه ریزی امری میان رشتهxadای (چند رشتهxadای) است که در طراحی و اجرای آن باید به این امر توجه نمود و از دانش های گوناگون در این زمینه بهره برد؛
  4. ارتباطات، پژوهش، سیاست گذاری و برنامه ریزی هر سه فرآیند هستند، یعنی ایستایی در آنها راه ندارد و تحرک و پویایی جزء خصیصه و ذات آنها است و به صورت یک چرخه کامل خود را مطرح میxad سازند، لذا باید به پرداختن به این امور، این مطلب را در نظر گرفت، به ویژه زمانی که به حوزه مشترک دو یا هر سه فرآیند می xadپردازیم. به عنوان مثال، پژوهش ارتباطی یا پژوهش در برنامه ریزی ارتباطی، خصوصیتی مضاعف در این زمینه میxad یابد.

اما در مورد پژوهش و سیاست گذاری و برنامه ریزی ارتباطی در سازمان صداوسیما می توان به طور کلی گفت: هر چند در سالxad های اخیر اقدامxad های شایسته و درخور تقدیری در حوزه برنامه ریزی و پژوهش صورت گرفته است که از آن میان می توان به ایجاد معاونت برنامه ریزی و تحقیقات و ایجاد مراکز و ادارات و دفاتر تحقیقاتی متعدد در سازمان اشاره کرد، اما هنوز، به اذعان دستxad اندرکاران برنامه ریزی و متولیان پژوهش، اشکالxad های فراوانی مشاهده می xadشود. مهم xadترین یا یکی از مهمxad ترین اشکال xadهای مطرح در این زمینه، عدم ارتباط میان تحقیق و تولید است، به گونهxadای که محصول کار مراکز پژوهشی به تولید راه نمی xadیابد و کارهای تولیدی نیز از پشتوانه عملی مراکز تحقیقاتی برخوردار نیستند.

از زاویه سیاست گذاری و برنامه ریزی این امر معلول نوع نگرش به سازمان و ساختار و اهداف آن است. اگر هدف اصلی و اساسی و به عبارتی فلسفه وجودی سازمان صداوسیما را تولید و پخش برنامه (با عنایت به جهتxadگیری، تاثیر و محتوای برنامه ها) بدانیم، بقیه بخش های سازمان اعم از اداری، مالی، فنی، پژوهشی، آموزشی و مانند آن، وظیفه پشتیبانی تولید را بر عهده خواهند داشت، در حالی که طرح این امر در وضعیت فعلی به یک شوخی شبیه است. برای اصلاح وضعیت فعلی باید نوعی نگرش سیستمی در سازمان به وجود آید و هر کس در هر جا خود را در خدمت اهداف سیستم و سازمان بداند، نه اینکه کار خود را مهم xadترین کار بداند و به تناسب آن خواهان سهم بیشتری در بودجه، قدرت مداخله و تصمیم xadگیری و مانند آن باشد. بر این اساس، بحث از پژوهش باید، در حوزه تولید و نه در مراکز پژوهشی صورت گیرد و نوعی مشارکت در امر تحقیق در تمامی سطوح پدید آید.

از مشکلات دیگر در امر پژوهش، تداخل مراکز با یکدیگر، انجام کارهای موازی و عدم ارتباط برخی عناوین پژوهشی انجام شده با اهداف و وظایف سازمان به عنوان یک رسانه و در برخی موارد، پایین بودن سطح تحقیقات انجام شده، اشکالxadهای روشی در پژوهش ها و ناهماهنگی در شیوه های اجرایی را می توان برشمرد.

برای خلاصی از این مسائل و مشکلات و با توجه به ویژگی فرآیندی امر پژوهش، پیشنهاد می xadشود شورایی به عنوان “شورای سیاست گذاری پژوهشی” در سازمان ایجاد شود که با مطالعه دقیق، همه جانبه و روز آمد پژوهش در سازمان به اصطلاح ساختار تشکیلاتی پژوهش، سیاست گذاری و برنامه ریزی پژوهشی، تعیین راه های جذب نیروهای متخصص و کارآمد در امر پژوهش و نقد و بررسی روش های پژوهشی و مانند آن بپردازد.

مبحث مهم دیگر، نظام تخصیص بودجه است که در حال حاضر عامل مهمی در جهت xadدهی به تمامی فعالیتxadهای انسانی و کنترل و نظارت بر آنها است.

منابع

  1. آشتیانی، منوچهر، ۱۳۷۵، “مباحث ارائه شده در درس «جامعهxad شناسی فرهنگی» در دوره دکترای فرهنگ و ارتباطات”، تهران، دانشگاه امام صادق (ع).
  2. احمدی، حسن، ۱۳۷۰، “روش برنامه ریزی در بخش فرهنگ”، تهران، مدیریت فرهنگ و هنر و تربیت بدنی، سازمان برنامه و بودجه.
  3. بهادری، افسانه، ۱۳۷۶، “درآمدی بر سیاست گذاری و برنامه ریزی فرهنگی”، تهران، مرکز پژوهش های بنیادی، معاونت پژوهشی و آموزشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
  4. پهلوان، چنگیز، ۱۳۷۴، “مباحث ارائه شده در درس «سیاست گذاری و برنامه ریزی در فرهنگ و ارتباطات» در دوره دکترای فرهنگ وارتباطات”، تهران ، دانشگاه امام صادق (ع).
  5. گرانپایه، بهروز، ۱۳۷۷، “فرهنگ و جامعه: چند دیدگاه تحلیلی درباره فرهنگ عمومی”، تهران: شریف.
  6. لی، جان ای . آر، ۲۵۳۶، ترجمه خسرو جهانداری، “به سوی سیاستهای ارتباطی واقع بینانه: بررسی تحلیلی از گرایش ها و اندیشه های نوین در زمینه ارتباطات”، تهران، سروش.
  7. محسنی، منوچهر، ۱۳۷۵، “بررسی آگاهی ها، نگرش ها و رفتارهای اجتماعی و فرهنگی در ایران”، در پژوهش های فرهنگی برگزیده سال (۱۳۷۸)، تهران، معاونت پژوهشی و آموزشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
  8. محسنیان راد، مهدی، ۱۳۶۹، “ارتباط شناسی، ارتباطات انسانی (میان فردی، گروهی، جمعی)”، تهران، سروش.
  9. محسنیان راد، مهدی، ۱۳۷۷، “مباحث ارائه شده در درس «روش های پیشرفته پژوهش در فرهنگ و ارتباطات» در دوره دکترای فرهنگ و ارتباطات”، تهران، دانشگاه امام صادق (ع).
  10. Hanco, Alan, 1981, “Communication Plaing for Development: an Operational Framework”, UNESCO.
  11. Jordan G. & C. Wecdon, 1995, “Cultural Politics”, Blakwell.
  12. Kleberg, Carl-Johan, 1970, “The State and Culture in Sweden”, Stockholm.

برچسب: منابع,سیاست,گذاری, نویسنده: ماهان رضایی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 14:02

صفحه بندی